
دارم فکر می کنم این بچه ها رو ول کنم خودم بشینم فصل دو کتابه رو که می پردازه به ساختمان داده ها و مسائلش بخونم، اما اون بخش ایده آلیست ذهنم میگه نه، صبر کن، پس کار گروهی چی میشه؟ ارزشش رو داره صبر کنی. از یه طرف از ظهر که ازشون-13 نفرن- پرسیدم یه تایم آزاد بدید قرارمون رو ست کنیم هیچ کس جواب نمیده. اسکایپ رو نصب کردم. فقط و فقط منتظر یه نفرم که قدم بذاره جلو و باهم پیش بریم. اما همه با دیدن پیام من انگار بدتر توی افق محو میشن. خودم رو تصور می کنم که میشه یه جلسه خوب داشت، با هم خوند، با هم راجع به خط به خط مطلب بحث کرد، حتی خودمو تصور می کنم که در آینده جلسه حضوری میگذاریم با همون حال و هوایی...
ادامه مطلب