
همین الان یه گفت و گوی منطقی با از دیگران متشکر داشتم. بهم گفت پسرخاله الان دیگه وضعیتش فرق می کنه، دیگه نمیشه ازش انتظار داشت....چرا؟ چقدر غم انگیزه، حس می کنم خیلی تنها هستم، و تنهاتر خواهم شد. بهرحال از دیگران متشکر بهم گفت برم لپ تاپم رو انتخاب کنم، نگران پولش نباشم....بهم میگه من مطمئنم تو ازش درست استفاده می کنی، چرا اینقدر به من اعتماد داره؟باید ازش متشکر باشم، بهرحال من یه جورایی همیشه تحت تاثیر منش "مهندس کامپیوتر بودنش" قرار گرفته ام! بی خیال! منم یه روز روی پای خودم می ایستم و بهش ثابت می کنم اشتباه نمی کرده، و به خودم ثابت می کنم اشتباه می کردم! ...
ادامه مطلب