
ترجمه مقاله کمرم رو شکست...!نه شوخی می کنم، اما واقعا از بس تایپ کردم دست هام درد میکنه! دیگه یه صفحهای ازش مونده و یه ریویو، خیلی استرس داشتم از پسش برنیام، به خصوص که قضیه سر پول بود و تا چهارشنبه بیشتر وقت ندارم و کلی کلاس گذاشته بودم که زمانش مهم نیست!...این جمعه روز کار بود! ترجمه های کانال باید بمونه تو صف، من الان کارهای مهم تری دارم...! بهرحال...، نمی دونم چرا شب هایی که فرداش قراره برم دانشگاه اصلا دلم نمی خواد بخوابم.... راستی، پنجشنبه، از نحوه حل مسأله فکوری خیلی خوشم اومد، خیلی کارش درسته..... دلم میخواد ببینم حالا بچه هایی که ترم پیش کد حفظ می کردن ...
ادامه مطلب