
باز رئیس یه کار یکسان به من و شایسته داد که شایسته حرص بخورهجالبه تا حالا توی یه شرایط به این باحالی در دنیای واقعی قرار نگرفته بودم. یه حس برتری خوبی بهم میده! به خصوص که واقعا سعی میکنه بهم برسه. خی...
ادامه مطلب
بشدت احساس خالی بودن میکنم. حس می کنم این پیش زمینه یه حس دیگه است. پروژه رو نشون الیس دادم. همش گفت خیلی خوبه. اصلا همین که من ES رو تونسته بودم استفاده کنم براش مهم بود. البته که همه سرویس ها روی دا...
ادامه مطلب
خیلی خسته ام. کاش می تونستم فقط نیم ساعت در آرامش بخوابم. فکر کنم بهتره حداقل سعی کنم. امروز روز سختی بود. من با این بهرامی هنوز زبان مشترک پیدا نکردم. یه سرویس نوشتم که با یه سرویس دیگه کار می کرد sms می داد. سخت نبود ولی نمی فهمیدم چی میگه. نیاز دارم بشینم سر کار خودم الان ولی نمی تونم. فردا باید برم دانشگاه. خدایا. کاش کلاس فردا کنسل می شد. فقط فردا!...
ادامه مطلب
پویا توی لینکدین پیام داده امروز رئیس اومد نبودی. پروژه رو تا جمعه باید تحویل بدیم. چیزی بهش نگفتم ولی اولا این پروژه یه جورایی "پروژه تون" هست، چون من فقط 13 روزه باهاش سروکله زدم. درثانی از اول هم گ...
ادامه مطلب
دلم میخواد انگلیسی بنویسم ولی بخونید، اما این دوتا با هم جمع نمیشه.آخرین قسمت sanditon این هفته بود و من کله سحر دیدمش! کلا هشت قسمت بود و با لهجه British سختی حرف میزدند همه. تهش هم طبق داستان های هم...
ادامه مطلب
I'm listening to a song which constantly shouts "If I told you I barely know what love is but if that's what this is I don't want to letit slip away".That's a beautiful song fromDarius Rucker. Liste...
ادامه مطلب
جناب خان عقل کل کلیدهای منو با خودش برده. امروز تا 7 بیرون ول میچرخیدم. الان بدجور سردمه. کلی لباس پوشیدم و یه جور پادرد وحشتناک گرفتم.امروز رفتیم توی سایت و بالاخره voip رو عملی انجام دادیم. باحال ...
ادامه مطلب