امشب اینجا هوا خیلی گرمه.
بشدت حوصله ام سر رفته و بدتر از اون حوصله هیچ کاری رو هم ندارم، حتی فیلم دیدن. الان باید بگم مثل یک میکده در مرز کسالت هستم!
دارم خل میشم. گشنه ام هست ولی حتی دلم نمی خواد چیزی بخورم، خوابم هم نمیاد. دیگه بدتر از این نمیشه!
از دیگران متشکر هنوز نیومده خونه، کجایی دقیقا پسر؟! واقعا عجیبه!
یه چند وقت دیگه بگذره و این وضع ادامه پیدا کنه رسما خل شدم. حدس میزنم همش زیر سر بالا و پایین شدن میزان یه چیزی توی خونم باشه، یا بهم خوردن تعادل هورمون ها، یه چیز فیزیولوژیک. در غیر این صورت صد در صد دچار یه جور مشکل روحی روانی شدم!
.
.
.
بالاخره اومد!
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی