یه عالم جمله و صفحه یادداشت کردم بعدا یه جا بنویسم. یه جمله که نوشتنش اینه: در اکثر موارد مشکلات مزمن میشوند و هیچ وقت حل نمی شوند. و بالاخره با کمتر کردن توقعاتمان از رابطه ها به یک زندگی [مشترک] ناشاد تن میدهیم.
راجع به سیستم آموزشی مبتنی بر نظریه انتخاب میخوندم، واقعا جالب بود. به یه نتیجه مهم رسیدم، چیزی که تمام این سال ها اغلب به عنوان ریاضی میخونم در واقع نحوه محاسبه است نه ریاضی! اصلا مهم نیست مساله چیه، مهم این که این انتگرال، این مشتق مرتبه ایکسم، و... رو محاسبه کنید! باز به ریاضیات گسسته! (دقیقا همونجایی که همه بیشتر لنگ میزنند!)
و اینکه حتی توی کشورهای دیگه هم وضع آموزش همینه، اما اونا قدم های جالبی در مسیر تغییرش برداشتند. به نظر من همه معلم ها باید این قسمت کتاب رو بخونند، به خصوص استادهای دانشگاه چون دستشون برای پیاده سازی این سیستم پیشنهادی خیلی باز تره و به نظرم اگه این کار رو بکنند معرکه است!
برای مساله تفاوت علایق من و بابا یه روش ساده پیدا کردم! کوتاه اومدن. چون به این نتیجه رسیدم که رابطه ام با بابا مهم تر از چیزیه که ازش انتظار دارم و نمیتونم قانعش کنم انجام بده!
بعلاوه تصمیم گرفتم برای این پست های انرژی منفی ام که جدیدا زیاد شده یه تگ خاص نسبت بدم....
یه چیز بامزه، یه جیرجیرک اومده توی بالکن یه کنسرت اساسی راه انداخته !
و اینکه دوتا از بچه ها دبیرستان گفتن فردا بریم بیرون، منم زیاد حوصله گرما رو ندارم.... نمی دونم چه کنم.
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی