
جدا این موضوع غمگینم میکنه، پسرخاله هم که ازدواج کرد بیشتر بهم ثابت شد اشتباه نمیکنم! تقصیر من چیه این همه با تاخیر! به دنیا اومدم. وقتی بچه بودم همه خونواده دانشجو بودن، وقتی رفتم دانشگاه همه رفتن سر کار، گمونم چند وقته دیگه همه هم متاهل میشن و من میمونم و خودم!امروز برای مامان دو ساعت بند و تبصره قانونی خوندم به کم خیالش راحت شه. چون طرف خریدار زمین رفته شکایت کنه. وکالت هم کار باحالیه!
دلم برای حال و هوای خوب دانشگاه بدجور تنگ شده.
راستی، دوستانی که یهو بلاگتون رو حذف می کنین! کجایین ؟!
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی