بابا بیا بروووو! فک می کنه چه خبره. طرف ته خانی آباد و دانشگاه آزاد تهران-جنوب و یکی دو تا دانشگاه غیرانتفاعی داغون درس میده فک میکنه کیه. بعد میگه من تن به آلودگی های اخلاقی ندادم و کنکوری درس میدادم! اینکه یکی بشینه روی صندلی رو از روی pdf گسسته درس بده و بعد با پینت مساله ای رو که هیچ کس نفهمیده توضیح بده، آخر کلاس هم 30 تا تست پوران پژوهش تعیین کنه برای جلسه بعد هم کوییز بگذاره یعنی کنکوری درس میده. واقعا مسخره است.
خب خداروشکر، یعنی هرکی جای این بیاد من بازم خدا رو شاکرم
این دو روزه درگیر یه کاری ام که ترجیح میدم بعد از تموم شدنش راجع بهش حرف بزنم. شاید هم اصلا حرف نزنم! ولی به نظر خودم در همین حد بگم که حس میکنم دارم در نوشتن کتاب اجتماعی دوره راهنمایی یا شایدم دبستان؟ (اون موقع که این بود، یادتونه؟ ) به سبک جدید همکاری می کنم. ولی همون حس رو داره ها. آقای کی بود؟ یه آقای معروفی با خانواده اش بود .....
بگذریم. دامنه رو خریدم. هنوز فعال نشده.منتظرم. وقت هم ندارم.
آهان! اینو یادم رفت. تحت تاثیر مطالبی که دیروز میخوندم راجع به کار تیمی و ... رفتم توی گروه Acm و یه متن شکواییه بلند بالا نوشتم مبنی بر اینکه لطفا برید قبل از کار کردن رو مهارت های برنامه نویسی، کار گروهی یاد بگیرید.
بعد بهترین تنها رفیقم اومده pv میگه فلان سوال رو خطا میده توی می دونی چرا؟ (حالا قبلش کلی فک زدم سوال توی گروه بپرسید!) و اینکه بعد از ده قرن که حرف میزنه پیشنهاد میده گروه رو پاک کن!
خدایا! اکازیون حق داشت این همه اصرار داشت از این دانشگاه بره.