خرید بک لینک
این همه شلوغی اون بیرون، منو غمگین می کنه. چندتا آهنگ غمگین هم ندارم بزارم، البته من در ریتمیک ترین اهنگ ها هم یه بخش پیدا می کنم که باهاش یاد چیزی یا خاطره ای بیفتم و کمی غمگین باشم!

امروز بیشتر وقتم به این برنامه پوکر گذشت. قضیه اینه که این بازی نه تا وضعیت برای کارت ها داره. هر دست پنج کارت، و هر وضعیت یه رنک داره. باید تک تک وضعیت ها رو با مقایسه پنج کارت بررسی کنی که کدومشه. بعد تازه وضعیت هر دست رو با طرف مقابل مقایسه کنی و با توجه به شرایط خاص می فهمی کی برنده است. کلا خیلی پیچیده است. مغز ما با یک نگاه تشخیص می ده توی یه دست چندتا کارت شبیه به هم هست و وضعیت دست ها نسبت بهم چیه، اما من باید کلی فکر کنم چه جوری به کامپیوتر همه این ها رو بفهمونم. بخصوص که خیلی هم آشفته نوشتم. باید سعی کنم یه کم مرتب و بهتر بنویسم. درست تحلیل نکردم مسئله رو.

یه مسابقه هم شرکت کردم که به طرز وحشتناکی سخت بود. سالگرد ازدواج پسرخاله رو هم تبریک نگفتم! وای!

دیشب خواب می دیدم گم شدم. تازه به کسی هم نمی گفتم گم شدم، فقط می خواستم هرجور شده با حفظ ظاهر! با دوتا از هم کلاسی های دانشگاه! با اسنپ که اون ها بگیرن! برگردم به جایی که گم شدنم شروع شده بود!

خیلی خنده داره.

امروز داشتم فکر می کردم اگه "دیوار" وضعیت معاملات توی سایتش رو بررسی و یه جوری validate می کرد خیلی عالی بود. اما با این وضعی که پیش میزه فقط میره به زودی در افق محو میشه...

+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 0:11 توسط خانم مهندس بعد از این |

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 13:51

صفحه بندی