خرید بک لینک

توی این چند وقته هربار رفتم بیرون یه سری روابط و اتفاقاتی دیدم که باعث شده فکر کنم، برای مردم ما یه چیزی مثل عزاداری و مراسم و کارهایی که توی محرم می کنند یه جور توی اجتماع بودنه، منظورم اینه که ما انگار دچار یه جور کمبود توی این مسائل هستیم. به طوری که مردم توی این موقعیت ها می تونند این بخش از نیازشون رو برآورده کنند، حتی اگه به سادگی "باهم پارچه مشکی آویزون کردن جلوی مغازه هاشون، با هم بودن در یک مراسم عزاداری، با هم پذیرایی کردن از یه عده، و...." باشه. اون ور از این کمبود ها اصولا نیست چون بخش خوبی از دوران زندگی شون با هم و توی نقش های اجتماعی از این دست میگذره، با این تفاوت که اون ها در جهت خوشی و خوش گذروندن این کار رو می کنند و ما ....؟!

منظورم اینه که مردم ما واقعا کمبود دارند، کمبودهایی که تغییر فرهنگ ما ایجاد کرده، مثلا یه زمانی بوده که ما یه عالم جشن های ملی داشتیم، آخر هرماه یه جشن داشتیم، برای هزارو یک چیز مردم ما فرصت داشتند در یک کار بزرگ با هم باشند، چه می دونم...من با نفس جشن و عزاداری کار ندارم، این وسط یه مفهومی مثل قیام امام حسین بازیچه کمبود یه عده آدم شده. درحالی که اگه این کمبود در جهت درستی ارضا می شد اشکالی ایجاد نمی کرد، حداقل با دین بازی نمی کردیم....من خودم بچه که بودم همش با مامان توی تعزیه بودم یا شب ها آرزو می کردم یکی منو دنبال خودش راه بیندازه ببره هیئت. خب من اون موقع بچه بودم و خوشم میومد، الان بزرگ شدم و حس می کنم این دیگه بچه بازی نیست، ولی عده کثیری از مردم ما انگار هیچ وقت بزرگ نمیشن! نمی دونم.

بهرحال، بگذریم.

امروز توابع درهم سازی رو خوندم و بعد رفتم که برنامه ای برای بازی پوکر بنویسم. اصولا از بازی های این جوری هیچ سر رشته ای ندارم و به طرز وحشتناکی فهمش برام سخته! اما قشنگ ترین قسمت ماجرا این بود که برای پیاده سازی کارت های بازی باید یه تابع درهم سازی خودمون پیدا کنیم که هر کارت رو با Suit و Value اش (که نمی دونم به فارسی چی میشه) به یک عدد نظیر کنه. اصولا کار درهم سازی همینه؛ تبدیل یه سری ورودی کاملا پراکنده که لزوما عدد هم نیستند به یک سری عدد در یک بازه کنترل شده. خیلی حال کردم باهاش. البته هنوز درحال فهمیدن اقدامات لازم برای حل مسئله ام.:)

این کار بهم یه جور هدف داده، برای من آشفته سرگردون که به زحمت سر یه کاری بند میشم چیز کمی نیست.

+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:35 توسط خانم مهندس بعد از این |

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 13:51

صفحه بندی