امروز بعد از مدت ها انقلاب یه دوری زدم. یه کتاب عتیقه هم خریدم(عتیقه از نظر ظاهر، یعنی داغونه ولی مفت!). یعنی فقط سر بساط این کتاب هایی که همین جور میریزن کنار پیاده رو می ایسادم و نگاه می کردم. یکی دو جا هم قشنگ نشستم زیر رو کردم. آخه توی این جور جاها معمولا چیزهای خاصی پیدا میشه، مثلا زبان اصلی سه شنبه ها با موری رو یه چنین جایی یافتم. اما جدی چقدر کتاب گرون شده. اون موقع یه عالم از این short story ها رو می خریدم هرکدوم دو سه هزار تومن. امروز هرجا می دیدم ده تومن به بالا.
یه قدمی هم توی ولیعصر زدم. بعد از مدت ها یک عالم روابط دیدم، آخه رابطه دیدن با آدم دیدن خیلی فرق می کنه!
حوصله ام سر رفت دارم برمی گردم...
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی
تاريخ: يکشنبه
12 آذر
1396 ساعت: 3:11