خرید بک لینک
راست راست زل زدم توی چشم طرف و دروغ گفتم!
جریان چیه؟ اول یه مقدمه. اون کسی که گزارش زود رفتم منو داده بود، و نهایتا رفتم باهاش حرف زدم و قضیه رو اوکی کردم... از امروز اسمش رو می گذاریم Agent #001!
چرا ؟ توی کارتون کمپانی هیولاها یه شخصیتی هست که همش به مایک میگه "سعی کن دقت کنی"! و تهش هم معلوم میشه این مامور مخفیه و همه کاره است... این شخصیت زندگی من شباهت عجیبی به اون داره!!!
این مقدمه، در واقع مدت ها بود سعی میکردم بیاد بیارم اسمش چیه ولی به یادم نمیومد. امروز از گوگل پرسیدم.... خلاصه. این agent #001 اومد گفت ساعت حضور فلان استاد رو به من بگو. این فلان استاد همون کسیه که از اول ترم برای من دردسر درست کرده، اما کلا چون قیافه من به این بچه مثبت های مظلوم میخوره کلا با من خیلی خوب برخورد میکرد. بعد طرف بیست و پنج دقیقه دیر اومد. و agent #001 هم اومد آمار گرفت و ابراز نارضایتی کرد و رفت به مدیر گروه بگه. استاد مورد بحث منو صدا زده که آره، تو به من بگو، agent #001 گفت آمار منو بدی؟
منم راست راست زل زدم توی چشم طرف گفتم نه!
باور که نکرد، فقط منو مجبور کرد حقیقت وجودی ام رو لو بدم. حداقل فهمید من کی ام!!
یعنی این ترم درگیر یه چیزایی شدم، حسابی فنی و تکنیکی!
بگذریم. الان حس بدی نسبت به خودم دارم.

در کلاسی که هستم قراره MVC تدریس بشه. ببینیم به کار من میخوره ؟
آهان، امروز هم جلسه acm کنسل شد. در اون تایم نشستم و استارت دانلود منیجر رو زدم. موفق شدم با برنامه ای که نوشتم یه اهنگ دانلود کنم باشکوه ترین لحظه امروز بود!

تکمیلی: امروز در ویندوز 7، IE به سایت مایکروسافت گیر میداد! خیلی جالب بود.

جالب تر اینکه سایتی که برای وام دانشجویی باید ثبت نام کرد میگه باید حتما از IE استفاده کنی، بعد من امروز با IE سیستم های عهد دقیانوس دانشگاه هم امتحان کردم لازم پیام میداد از IE استفاده کن.

واقعا لکه تنگی در تاریخ مایکروسافته این مرور گر. نمیدونم چرا آبرومند دپریکتش نمی کنند بره.

خدایا یعنی میشه من فردا هم پایگاه بخونم برای امتحان سه شنبه، هم تمرین های معماری رو بحلم هم دانلود منیجر رو پیش ببرم؟؟؟!

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی