نوشتن یا ننوشتن؟!
فکر کردم کل بلاگ رو منتقل کنم به یه آدرس جدید، اما همیشه امکان پیدا شدنم هست! فقط اینکه نوشته هام گاهی consequence هایی در دنیای حقیقی داره که کمی نگرانم میکنه. نود درصد زندگی من توی دانشگاه میگذره و نمی تونم راجع بهش ننویسم. ده درصد دیگه اش هم که به خونواده مربوط میشه رو نمیتونم ننویسم.
شاید همه این ها یه نگران بی معنی باشه، مثلا فکر میکنم حالا چه اهمیتی داره؟ کی این قدر بیکاره بیاد منو پیدا کنه؟! اما خودم که این کار می کنم می دونم چقدر راحت میشه چقدر اطلاعات از یه نفر بدست آورد. چه وقتی میدونی دنبال اطلاعات راجع به شخص حقیقی میگردی، یا وقتی یک نفر رو پیدا کردی و دنبال هویت حقیقی اش می گردی.... بعلاوه زمانی به عده ی کثیری از دوستانم گفته ام که وبلاگ دارم و مدت مدیدی اینجا با اسم خودم اولین نتیجه جست و جوی گوگل میومد! و اون هم کلاسی عزیز که منو یک بار پیدا کرده هم بهرحال جزو دسته بیکارها قرار میگیره، تضمینی نیست هنوز مخاطب من نباشه، و من تا الان سعی میکردم این موضوع رو نادیده بگیرم، اما دیشب واقعا یک لحظه به عواقب قضیه فکر کردم....کاش می دونستم کی بود. کاش میشد به ip های خاصی، دسترسی خاصی به اطلاعات داد. اما مگه یه بلاگ چقدر مخاطب داره که بخوام این قدر قانون و قاعده براش بگذارم؟!
علی الحساب یک سری پست رمزدار می گذارم، این تنها کنترلیه که بلاگفا به کاربر میده. اگر کسی خواست در کامنت ها بهم بگه بهش پسورد بدم.
نگرانی اصلی ام آشنایی در دنیای واقعیه که ممکنه مطلبی بنویسم که موجب رنجش یا قضاوتش بشه و در رفتارش تاثیر بگذاره. وگرنه حقیقتا از پست رمز دار گذاشتن هیچ خوشم نمیاد.
برچسبها: قضیه پست های رمز دار چیست
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ساعت 14:17 توسط خانم مهندس بعد از این |
برچسب: ننوشتن؟,
نویسنده: سام بهرامی