خرید بک لینک
خوشبختی یعنی چشمات از سال قبل 25 صدم درجه ضعیفتر شده باشه!

تکمیلی1: امروز برای اولین بار در عمر 21 ساله ام رفتم سینما! تجربه باحالی بود. فیلمش رو هم دوست داشتم.

تکمیلی2: واو! آقای عین رفت.
دیشب خواب میدیدم ته خانی آباد گم شده بودم و از اتوبوس اشتباه پیاده شدم. بعد اونجا از هرکی می پرسیدم شریعتی چطوری بزن کسی نمیدونست!
سکانس دوم خوابم این بود که از پله های شرکت رفتم بالا و سوسن هم بود(و این خودش معنای خاصی داره). و میزها رو جمع کرده بودند جز یکی دو تا، آقای عین پشت یکی،اش نشسته بود و من پرسیدم شرکت چی شد؟!
یادم نیست چی گفت.
بعد امشب یکی گفت آقای عین از .. . رفت.
کجا؟ چی ؟ چی شده؟! هنوز واسه من کاری هست اونجا؟
بعله! فقط این وسط یک مشت حرف چرت از طرف من زده شده فکر کنم که نیاز داره اصلاح بشه. و اینکه خب، من هنوزم یه آینده این کار امیدی ندارم. این شرکت از اساس مشکل داره.
الان یک خانم اومده جای آقای عین ظاهرا و شاید در آینده به من زنگ بزنه چون شماره من رو گرفته. باید دید چی میشه.
ولی من همیشه منتظر بودم این اتفاق بیوفته!

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 18:58

صفحه بندی