خنده داره. گاهی واقعا متعجب میشم اون چیه که من نگه داشته؟ اون چیه که جلومو میگیره و باعث میشه بر خلاف همه چیز منطقی عمل کنم. برای همین می نویسم. ب ای اینکه تقریبا هر مزخرفی رو میتونم توی ذهن خیالبافم امتحان کنم...
یه دور خوندم ولی یک سری گیرهای اساسی دارم که باید رفع بشه. امشب یا فردا میرم. دلم نمیخواد برم، دلم نمیخواد برم، دلم نمیخواد برم، دلم نمی خواد برم.... چند بار بنویسم خوبه ؟!
نمیشه فاطمه، باید بریم.
امشب جناب خان به زور منو میخواد ببره برام کفش بخره. سرده خیلی سرده لامصب..
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی