تکمیلی:
دیر نرسیدم.
دیشب خواب میدیدم بی تفاوت دایی ام بود و حتی توی خواب هم اذیتم میکرد! چقدر این بشر روی من تاثیر گذاشته که حتی الان هم توی خواب های آشفته ام هست.
کلاس عالی بود. Code First رو یاد گرفتم. یکی بود تابستون میدیدمش گاهی حضور غیاب میکرد، امروز دیدمش منو شناخت. گفت عه پس تو به اینجا رسیدی؟! ایشالا فلان دوره ببنیمت!
این هفته تمرین داریم و من نگران نیستم. البته یه کم بی خیال شدم که خطرناکه. مثلا ویس این هفته رو کامل گوش ندادم.
پیتزاخور میگه برنامه نویس آینده نداره به تنهایی. شما باید معماری بدانید یا ادمین دیتابیس باشید!
خودم رو به یک باقالی مهمون کردم هفت تیر.
بچه ها میپرسند فردا میرید دانشگاه یا نه. احتمالا برم. گرچه بشدت خسته ام امشب و سرم درد میکنه...
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی