اتاق آرومه، بچه ها خوبند.ترم یک نبودن واقعا حس خوبیه!ابته نبودن بچه های نربیت بدنی هم جای خود دارد...شاید اگه این قدر منفی به قضایا نگاه نکنم اوضاع بهتر بشه؟نمی دونم چه طوری مثلا می شه از فیزیک لذت برد یا از ساعت های بیکاری وقتی زل زدی به صفحه مانیتور CRT و منتظری setup نسخه 2010 ویژوال نصب بشه و وقتی می دونی روی یه سیستم دو تا ویندوز 32 و 64 بیتی 7 نصب کردن و وقتی می دونی هیچ جای پیشرفتی نیست و هیچ چیز جدیدی امروز یاد نگرفتی و فکر یاد نگرفتن هزار تا چیز باحال تو سرته....حرص می خوری و سرت و می کنی توی گوشی و برای 10 هزارمین بار تلگرامت رو چک می کنی.....چه قدر وقت و عمر و جوونی و انرژی ات رو خوب صرف می کنی عزیز من......
ناراحتم می کنه، به ایده آل هایم پشت می کنم و فکر مهندس شدن رو از سرم بیرون می کنم.
خدایا؟میشه منو توی یه مسیر درست قرار بدی؟
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی