گفت اگه فکر میکنی زبانت خوبه اثبات کن! مگه نمیکنی خوبه ؟ بیا تعیین سطح بده! تو 4 ساله کلاس نمیای از کجا معلوم هنوز در اون سطح باشی؟!
نشستم فکر کردم 15 تومن بدم واسه تعیین سطح یا برم.
بعد دیدم اگه تعیین سطح ندم یعنی ترسیدم، یعنی باورم شده افت کردم، یعنی توقف کامل.
دادم رفتم تعیین سطح شدم qualified !
خیلی سرخوشم الان. اگه لپ تاپ باهام نبود کلی راه می رفتم. خدایا مرسی. من واقعا به این کار نیاز داشتم.
گفت چرا بعد چهارسال اومدی دوباره؟!
خندیدم گفتم هیچی از سر بیکاری.
گفت دلت برای زبان تنگ نشده بود؟!
گفتم چرا. چقدر که دلم تنگ شده بود. ولی تو نمی فهمی وقتی اینقدر پول داری و اولویتت مجبوره چیز دیگه ای باشه باید قید دلت تنگی رو بزنی!
+دارم فکر میکنم ارزش داره SQL رو یه بار برای همیشه درست حسابی یاد بگیرم یا نه.
+ یکی از بچه ها پروژه اش asp mvc هست و هیچ کس نیست کمکش کنه. از منم کمک نمیگیره چون توی معذوریت نمیخواد باشه و بدهکاری و این حرفا. داشتم فکر میکردم کاش می شد یه جوری بهش پیشنهاد بدم پول بده کمکش کنم. میدونم نمیتونه بیرون دانشگاه هزینه کنه (نه که وضعش خوب نباشه، اولویت هاش فرق میکنه!). خب منم که به کم قانعم. اینجوری معذوریت و ... هم نداریم. ولی نمیدونم چه جوری بهش بگم...
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی