نه، این تفاوت اساسی من و پیتزاخور داره تحملش سخت میشه. امروز زنگ زده میگه تازه 2 روز از تایمی که قرارمون بود گذشته! کو ویدئوها؟! چه فایده داشت که می گفتم که تو 10 روزه خواستی و من تازه عصر یکشنبه هفته پیش ازت میکروفون گرفتم که یعنی تا چهارشنبه قرارمون بود. بعد هم میگه لازم نیست خیلی کیفیتش خوب باشه. فقط برسونشون.
این حرف اگه اون لحظه مکالمه رودررویی داشتیم قطعا به یک بحث جدی ختم میشد نه خنده من و بعد ناراحتی عمیق من. من خودم میدونم که یه کمالگرای تمام عیار هستم. اما واقعا این سری خیلی سعی کردم بذارمش کنار و رله باشم. اما نه اونقدر که کیفیت کار رو اینقدر بیارم پایین. چه کنم کیفیت از اصول منه و ظاهرا برای این بشر اصلا و ابدا مهم نیست :(
تازه من خودم دارم بار این کمالگرایی رو می کشم. پول بیشتر که نخواستم ازش. تایم هم که نمیده. اینجور که نمیشه. من برای کار خودم ارزش قائلم. اما این تفکر از اصل اشتباهه. این کار من نیست. من فقط یه نیروی کار ساده ام که باید جوری که صاحبکار میخواد براش کار کنم.
لعنت. این جدا حالم رو بد می کنه. دلم میخواد فردا برم بهش بگم دیگه نمیخوام برات نه یک کلمه ترجمه کنم نه یک ثانیه ویدئو بگیرم. تو قدر کار منو نمیدونی. برو یکی رو بیار برات آب ببنده به کار. چرا منو اینقدر اذیت میکنی؟...
قطع که کرد نشستم فکر کردم، مشکل من چیه؟ چرا اینقدر اشتباهم؟
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی