امروز بالاخره سرویس Sms رو به یه جا رسوندم. الان با event هم کار می کنه. الان داشتم فکر می کردم باید فکر یه میز و صندلی هم باشم برای خودم. پشت این مسز و صندلی غیراستاندارد دارم نابود میشم. اصلا انگیزه پیدا کردم برای پول درآوردن ولی مسئله اینه که اصلا شرایط برای ویدئو گرفتن جور نمیشه.
نمیدونم فاز پویا چیه توی لینکدین بهم پیام میده. حتی امروز که جلوی چشمش بودم! بعضی وقتا می ترسم نکنه به یه چیزی ختم بشه که نتونم جمعش کنم. بعد به خودم میگم ول کن. تو که نمی تونی بیشتر از این رعایت کنی. اصلا رعایت چی رو بکنی؟! ولی جدا می ترسم. یه ناامنی در این رابطه وجود داره. شاید چون بهش اعتماد ندارم.
امشب که برمی گشتم خیلی دلم تنگ بود. اصلا همیشه وقتی برمیگردم حتی وقتایی که روز خوبی داشتم دلم تنگه. یه چیزایی هست که هیچ چیز جاشو پر نمی کنه و حتی اگه تمام روز از یادت بره یه جا بالاخره یه لحظه یقه ات رو می گیره و اشکت رو در میاره. یهو دلم میخواد با مامان و بابا حرف بزنم.
خدایا، میشه کمکم کنی ویدئو ها رو یه موقعی که نمی دونم کی، بگیرم؟! واقعا به معجزه احتیاج دارم واسه این کار. فقط یه معجزه.![]()
+ توی خونه یه برد راه انداختم قصد دارم به شیوه شرکت روش استیکی نوت بچسبونم. ![]()
+امروز پویا پرسید فرق transient و scoped توی DI Container .net core چیه. بهرامی گفت تو بگو. گفتم اولی مثل وقتی از using استفاده می کنیم، دومی per request. گفت اینا که هردوش مثل همه. الان برام لینک از SO فرستاده که یعنی این! ساعت 6:30 عصر!
میدونی یه جورایی معاشرت باهاش رو دوست دارم. امیدوارم خط قرمز منو رد نکنه.
+جناب خان داره میاد.
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی