پویا توی لینکدین پیام داده امروز رئیس اومد نبودی. پروژه رو تا جمعه باید تحویل بدیم. چیزی بهش نگفتم ولی اولا این پروژه یه جورایی "پروژه تون" هست، چون من فقط 13 روزه باهاش سروکله زدم. درثانی از اول هم گفتم من این روزا میام. تازه لامصب هنوز کسی با من قرارداد نبسته که خیلی احساس مسئولیت هم بکنم....
بگذریم. بیکاره یه روزم که من نیستم باید توی لینکدین احوالم رو بپرسه.
خدایا. برنامه داشتم امروز هرجور شده دوتا ویدئو بگیرم ولی هنوز یکی هم نگرفتم. فکرم نمیکنم بیشتر از یکی هم بتونم بگیرم. امروز دانشگاه بودم. بالاخره امروز از اون لاک منفعل بودنم سر کلاس امنیت اومدم بیرون. آخه میخواست دیتابیس بکشه، میگفت کی میدونه topple چیه؟ یکی بیاد یه جدول بکشه 5 نمره بهش میدم! برگشتم گفتم واقعا topple چیه؟! اگه حرف sql هست که ما فیلد و رکورد و سطر و ستون داریم. اصلا topple نداریم. اگه از noSQL حرف می زنی که هرکدوم یه اصطلاحی داره مثلا Document داریم، ولی Topple چیه؟! گفت بیا بکش. رفتم کشیدم دوتا مثبت گرفتم! ترم آخر و این لوس بازی ها. فکر میکنه با ترم یکی ها طرفه... دیگه خسته شدم از دستش. امروز می گفت به نظرتون استاد باید شماره اش رو بده به دانشجو؟! نظرسنجی می کرد. بعد می گفت آره منم چندوقته به این نتیجه رسیدم یه راهی safe باید بین استاد و دانشجو باشه! گفتم بابا ما شماره همه استاد هامون رو داریم. فکر میکنی بیکاریم آویزونشون باشیم؟! یا مثلا آویزون تو باشیم؟
بعد یه جوری حس می کنم با جمع عقایدش عوض میشه. مثلا یه موقع از بدی قطعی اینترنت میگه، دو دقیقه بعد که بچه ها از نماز میان از خوبی استفاده از پیام رسان های داخلی میگه! کلا قاطی داره. ولی حس میکنم تونستیم تا حدی نظرشو نسبت به خودمون عوض کنیم. الان خیلی نسبت به اول ترم قابل تحمل تر شده...
چند روز پیش یکی رو توی مترو دیدم عین بی تفاوت. یه لحظه اینقدر دلم تنگ شد براش. به نظرتون هیچ استادی دلش برای شاگردش تنگ میشه؟ من واقعا بعضی استادهام رو دوست داشتم.
بچه ها میگن تا آخر دی باید دفاع کنیم یا تمدید. من تا آخر دی نمی رسونم. قبلا تا آخر بهمن بود. روی اون حساب کرده بودم. جمع نمیشه پروژه. الان دیگه واسه ادمین زدن قشنگ درگیر Angular material هم شدم. خیلی هم کار باهاش لذت بخشه. واقعا angular قشنگه.
فردا باید برم سرکار. ویدئوها باید گرفته بشه. کاش می شد زمان رو متوقف کرد. چقدر کار سرم ریخته.
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی