الان شهرکردم.و واقعیت ها رو بیشتر از همیشه میشه لمس کرد و این یه کم نگران کننده است.دو ساعت دیگه باید بریم، آرایشگاه بی آرایشگاه!تصمیم دارم امشب به معنای واقعی elite وimperfect باشم!به این حس نیاز دارم.
خدا کنه همه چیز خوب پیش بره، ظاهرا شادی که از بیرون دیگران می بینند یه غم ناشناخته و عجیب درونشه.....
امیدوارم پسرخاله عزیزم بفهمه ما چقدر دوستش داریم و ملاک دوست داشتن ها رو فراموش نکنه....این طور کمتر همدیگر رو از دست میدیم....