نمیدونم به طرز عجیبی نمیدونم تاثیر اون نیم ساعت مشاوره بی معنی دیشبه، یا این کتابه که می خونم، ولی امروز خیلی با حس مثبت آرامشی شروع شد! بذار ببینیم تا کی دووم میاره... بعد می نویسم تا کی!
+ خب فکر کنم تاثیر حرف های دیشب بود روی ناخودآگاه من! ولی همون اول صبح با اون حرکتی که دیشب زده بودم به طرز عجیبی در مسیر ساده واضحی که مشاور بهم گفته بود دیدم خودم رو! و به طرز عجیبی از صبح تا الان خوب هندلش کردم. فکر کنم اینقدر این مدت درگیر هزار یک استرس کرونا و کوفت و ... هستم که دیگه ظرفیت غصه خوردن واسه این یکی رو ندارم. ...
بگذریم. ولش کنید.
امروز رئیس کلا بلاک کرد همه مون رو. من و کاشونیه کلی با هم peer زدیم و دو تا حرکت خطرناک توی دیتابیس زدیم و در عوض روز مفیدی بود! خیلی خوش گذشت. صبح هیچ کاری نداشتم، خیلی با روی خوش منو قاطی تسک خودش کرد. از طرفی value هم ایجاد کردیم! الان نقش مزخرف کاربر استان رو داریم که میتونه گزارشات فروش خودش رو ببینه! PR زدم اومده کامنت گذاشته. نصف روز رو کامنت بازی می کردم سر PR ام با رئیس تا بالاخره تایید کرد... کافکا هم خطا خورده بود و متاهل دست دست میکرد لاگ هاشو پاک کنه و رئیس هی میگفت .. خطا می خوره از صبح. آخر جلسه ساعت 2 بهش گفتم پاک کن اون لاگ های لعنتی رو. چیزی نمیشه. پاک کرد درست شد...
آه خدایا. امروز به دکی گفتم من الان مغزم درست کار میکنه. خواهش میکنم اگه خواستم بعد عید اینجا بمونم تو نذار.
حالا بی صبرانه منتظر نیم ساعت دوم مشاوره ام که بهش بگم با اینکه اصلا قصد نداشتم طی مراسمی در مسیری که هردومون می دونستیم درسته قرار گرفتم و حالا مرحله بعد چیه؟!
امیدوارم تا قبل این نیم ساعت برنگردم خونه اول.
+ لعنت به اینترنت مخابرات. سرویس شدم این هفته.
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی