خرید بک لینک

حتما باید امروز رو از چشممون در میاورد که آورد.

کاش این اسفند لعنتی تموم میشد. واقعا خسته ام.

به دنبال خواندم این کتاب Maybe you should talk to someone جوگیر شدم توی گفتاره به مشاوره آنلاین رفتم.

کلا ایده جذابی بوده، ولی اصلا مشاوره خوبی نبود. چرا این ها نمی فهمند یکی که میاد مشاوره از مرحله استدلال و راه حل های ساده گذشته؟ هرچی میگفت رو من دو ماه پیش از مرحله اش رد شده بودم! بهرحال یه نیم ساعت دیگه ازش مونده.

اون سری که رفتم دانشگاه عالی بود. اونم هرچی می دونستم رو گفت، ولی گفتنش خبری فرق میکرد. اون من رو با شرایط درک کرد. اول این رو بهم فهموند که شرایطم منطقیه، ولی بعد گفت اگه میخوای بهتر بشه راهش اینه.

شاید اون موقع شرایطم منطقی بود و الان نیست ؟! نمیدونم. حس درک نشدگی دارم! لعنت.

لعنت.

لعنت.

باید خودم علی الحساب امشب یه گفت و گویی با خودم بکنم ببینم چرا هربار به رئیس اجازه میدم اینطور گند بزنه به روزم. تا بعد...

+ فکر کنم به خاک دادم. نمیدونم چرا، قضیه متاهل رو واسه این پسره فامیل دور گفتم. یعنی بحث کشید به اونجا. نمیدونم، یه دلیلش اینه که روی این قضیه جدی حساب نمیکنم که باید زودتر بهش بگم....لعنت.

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 13:08

صفحه بندی