خرید بک لینک
اعتراف می کنم امروز با گسسته حال کردم، دنباله های بازگشتی رو درس داد ، البته با استادش نه ها....!

هوا خیلی پاییزی و قشنگ شده امروز.الان استاد تفسیر داره حضور غیاب می کنه و من می نویسم.کلا امروز به بدی چهارشنبه های گذشته نبود.آخ جون الان فهمیدم سه تا غیبت می تونم بکنم، هنوز تا حالا غیبت نکردم، خیلی عالی شد!.....

امروز با لیلا حرف می زدم، اون هم از دست سحر کلافه بود، تازه اون دو تا که دعواشون هم شده بود، الان بهم گفت امشب بیا خوابگاه بریم با سرپرست حرف بزنیم بگیم نمی خوایم سحر هم اتاقمون باشه...اما من عجله داشتم برگردم خونه دکی.خوش حال شدم که فهمیدم فقط من نیستم که با این طرف مشکل دارم.اگه بشه بفرستیمش بره، آی حال می ده، فقط اگه بشه...!

توی سرویس های دانشگاهم.بچه ها یک ثانیه هم سکوت نمی کنند، نمی گذارن آدم یه آهنگ درست گوش بده، بعد از این همه ساعت هنوز انرژی دارند!

دیگه حرفی نیست، جز اینکه پسرخاله عزیزم و از دیگران متشکر و جناب خان، دلم حسابی براتون یه ذره شده، فقط توی تقویم دنبال تعطیلی ام...

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 16:16

صفحه بندی