تو ابتدایی مدت مدیدی املاهام رو کم میشدم چون کلاه آ یادم میرفت، این کلاه لعنتی چقدر اشک منو در اورد! دیشب وقتی مغزم بشدت داشت با احساس شکست درونی ام می جنگید و دلیلی برای این همه گیج بازی پیدا نمی کردم، فکر کردم، کسی که کلاه آ، یا دندونه های س، یا نقطه یه حرف لعنتی دیگه، یادش می رفت، بهترین انشاها رو می نوشت، و هنوزم متن های معرکه ای می نویسه.
گیج! حواس پرت! هرچی، این ویژگی چیزی نیست که به تازگی کشف کرده باشم، اما این هیچ چیز جدیدی رو زیر سوال نمی بره.
اون عدد لعنتی، واقعا اگه یه جوری میشد که می افتادم آقای اکازیون این قدر بی انصاف بود که منو بندازه؟!
پروژه راجع به درخت هافمنه، هزار تا هافمن برای خودم کشیده بودم تا حالا، فاطمه اون روش عجیب من در آوردی رو دقیقا از کجا ذهن آشفته totally blacked out خودت سر امتحان پیدا کردی؟ واقعا کجا؟ و چطور توی اون دوتا الگوریتم اون حالت های خاص رو در نظر نگرفتی، تو که همیشه دست میذاشتی روی تست کیس هایی که کد رو می ترکوند؟ و چطور توی تریس کردن عددی دایکسترا و هیپ بی دقتی کردی؟ .....
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی