امشب کلی با جناب خان حرف زدیم، راجع به ویژگی مزخرف مشترک هر دومون! اینکه یه چیزی رو یهو ول می کنیم،می بریم یه دفعه!
کلی بهم روحیه داد.
بابا و مامان خونه رو گرفتن، یه دوخوابه همون وسط ها. دکی نرفته ببینه.
امروز بشدت حالم خوب بود که پسرخاله زنگ زد و گفت چرا نرفتی چهارتا کلاس و هزارتا چرای دیگه، عین وجدان می مونه این بشر! خیلی بهم ریختم. خودم تمام مدت سعی می کردم بی خیال باشم و بهش فکر نکنم، اما یادآوری اش به کل بهمم ریخت.
چه میشه کرد.
زیاد سرحال نیستم.
راستی یه سوال، احیانا اگه خواستید نظر بگذارید، شما هم در این وبلاگ یا هر بلاگ دیگه ای به این مشکل برخوردید که هی صفحه تبلیغاتی باز بشه؟
مشکل از مرورگر منه، قالب وبلاگ، یا بلاگفا؟
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی