خرید بک لینک

بازگشت با تردید!



دلم نیومد همه پست هایی که درمورد پارکر نوشتم بپره. آدرس رو آزاد کرده بودم اما بعد حیفم اومد نتونم دوباره بخونمشون. نسخه پشتیبان فقط روی این آدرس میومد بالا. خوشبختانه کسی که گرفته بودش یک لیدی واقعی بود که بازم ممنونم ازش :) شاید دیگه اینجا ننویسم. هنوز فصل in-house programmer بودنم تموم نشده که از اول شروع کنم. اگر رفتم جای دیگه کامنت بذارید بهتون آدرس جدید میدم. فقط اون هایی که دوست دارم بیان. خیلی کامنت ها اینجا فقط اعصاب خوردی شده بود با اینکه تاییدشون

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 13:40

https://diranlou.blog/humiliation-blame/

https://www.psychologytoday.com/us/blog/rediscovering-love/201210/when-your-partner-gives-more-you-can-retu

https://www.google.com/amp/s/amp.mindbodygreen.com/articles/is-it-possible-to-be-scared-of-love-heres-what-to-do--9622

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 17:56

I have had enough.If we stay in the same house for the next few days someone will get very deeply hurt. I think I should maybe go to work tomorrow and the day after tomorrow. It's unbarable. I'm angry. And I am hurt. And I see myself in a real fight.I told them if you keep pushing me, I won't even marry.I think mom just wants me gone. Just anywhere but not to be a burdon on her shoulders. I am angry because she thinks she has spoiled me! I tried be passive. I took the first exam. It didn't stop. It never stops. IT NEVER STOPS.It has to stop. I'm done with it. I'm done with living based on other people's expectations and experiences. I have a right here.I AM ANGRY. CONTROL IS SOPHOCATING ME.She planted a new fear in my head. What if he won't like me because I won't have enough time for him and our life? what if we won't have enough money? I yelled at mom that I will tell him to go to hell. But deep inside, she has no idea what fears she has triggered in me in the past two days. I'm yelling, but I'm breaking inside.+ به بابا میگم بهم به صورت مکتوب و مستدل بگید یه لیسانسه بره توی سازمان اسناد و املاک یا بیمارستان بهش چقدر حقوق میدن؟ صفر، بدون هیچ سابقه ای. زنگ میزنه به از دیگران متشکر. اونم میگه آموزش و پرورش بهترین جا برای توئه. بعدم میگه کم کمش 7 میلیون میدن. بعد هم میگه اشتباه نکن میخوای مثل دکی بشی؟ و میگه رفیق من تربت جام توی سازمان تامین اجتماعی کار میکنه صبح تا عصر بیکاره بعدشم میره توی آموزشگاهش کار میکنه. خدایا! این از دیگران متشکره که این حرف رو می زنه؟ باور نکردنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:35

دلم نیومد همه پست هایی که درمورد پارکر نوشتم بپره. آدرس رو آزاد کرده بودم اما بعد حیفم اومد نتونم دوباره بخونمشون. نسخه پشتیبان فقط روی این آدرس میومد بالا. خوشبختانه کسی که گرفته بودش یک لیدی واقعی بود که بازم ممنونم ازش :)شاید دیگه اینجا ننویسم. هنوز فصل in-house programmer بودنم تموم نشده که از اول شروع کنم. اگر رفتم جای دیگه کامنت بذارید بهتون آدرس جدید میدم. فقط اون هایی که دوست دارم بیان. خیلی کامنت ها اینجا فقط اعصاب خوردی شده بود با اینکه تاییدشون نمیکردم خوندنش هم فاز منفی داشت.دلم تنگ شده بود. مامان و بابا رفتند اصف. مامان حتی دیشب هم پیگیر آزمون بود!چه حماقتی کردم اینطور مقاومت به خرج دادم. پشیمونم. نباید اینطور مستقیم می جنگیدم. اصلا من رو چه به جنگ و تغییر عقیده آدم ها؟ بگذریم از این موضوع مسخره.از دوران راهنمایی اینجا با همین آدرس ساکن بودم. نمیدونستم از دست دادن یه آدرس! توی یه سرویس وبلاگ دهی! مثل بلاگفا اینقدر حس بدی به آدم بده. انگار خونه ام رو فروخته باشم. یا رها کرده باشم! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:35

https://diranlou.blog/humiliation-blame/

https://www.psychologytoday.com/us/blog/rediscovering-love/201210/when-your-partner-gives-more-you-can-retu

https://www.google.com/amp/s/amp.mindbodygreen.com/articles/is-it-possible-to-be-scared-of-love-heres-what-to-do--9622

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:35

چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 10:28 توسط مهندس |  دین پیتزاخور بیشتر برام جالب تره تا کاری که میکنم! اسکالی همش گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: شنبه 22 شهريور 1399 ساعت: 11:56

خیلی خسته ام امشب. احتمالا کم خوابی دیشب تاثیرش رو داره میگذاره. با اینکه امروز خیلی بهتر از همیشه سر کار تمرکز داشتم! انگار کم خوابی مغزم رو گذاشته بود روی دور تند. صدای مهمون انجمن میاد در پس زمینه سیستم ولی من گوش نمیدم. به خصوص کسی که باهاش حرف میزنه خیلی بد انگلیسی حرف میزنه. میخواستم امشب کمی درمورد ماکروها بیشتر بخونم ولی گمونم نتونم. دلم میخواد همین الان بخوابم. انرژی نمونده برام. یه مقاله کوتاه درمورد مشکلی که گودل با ریاضی پیدا کرد و ربطش به

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: شنبه 22 شهريور 1399 ساعت: 11:56

جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 12:1 توسط مهندس |  تا نه و نیم خواب بودم!روز معرکه ای شروع شده با یه مشت آهنگ معرکهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: شنبه 22 شهريور 1399 ساعت: 11:56

دیشب توی خواب یه فرایند تکاملی رو دیدم که هیچ یادم نیست. فقط وقتی بیدار شدم حس اینو داشتم که یه داستان رو از اول تا آخر نوشتم و تموم شده و هیچ نقطه ابهامی درش نیست!

سالی که جوری تحویل بشه که خوابی و چشم هات از گریه شب قبلش احتمالا به زور باز شه، معلومه باقی اش چطور میشه...

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

یه ویندوز سرور نصب کردن روی دادن دست من. آخه یعنی این همه پول دادم یه iis و dns service نباید روش کانفیگ میشد؟!

+ ساعت 3 بعد از ظهر! API هام با آی پی قابل دسترسه. فقط هنوز نفهمیدم با دامنه چه کار باید بکنم و dns!

البته باید یه پابلیش هم از فرانت اپلیکشن بذارم روی یه port دیگه بیارمش بالا. تبریک میگم! مهندس یعنی کسی که از پس کاری که بلد نیست هم بربیاد!

+https://medium.com/mind-cafe/how-to-resist-the-bait-when-someone-triggers-you-b3d4d47382f0

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

رئیس امروز وی اعصابه. نمیدونم چشه اینقدر گیر میده.بالاخره گفت که skill فرانت و بک در تقسیم بندی مدنظرش بوده! درواقع اینجور گفت "سرویس ها رو هم گفتم تقسیم بندیش بر اساس فرد نیست. دو نفر دو نفر. هم اسکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

زمان همه چیز رو مشخص خواهد کردرئیس یه حرکت خفن زده روی دسترسی ها فعلا من کارهای بی اهمیتش رو انجام میدم ولی به زودی یک کپی تمیز ازش توی پروژه خودم میزنم+رئیس دیروز سر دیلی منو به صلابه کشیده که تو چرا با خانم فرانت اند کار هماهنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

نعمت الهی کرونانه خیر راهش این هم نیست. چون طبق معمول توی دیلی امروز هم شست گذاشتم کنار.اصلا نمیدونم راه حل سیستماتیکی برای این بشر هست یا نه. فقط میدونم میتونستم خفه اش کنم امروز اگه جلوی چشمم بود. واقعا خدایا به خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

Iباز رئیس یه کار یکسان به من و شایسته داد که شایسته حرص بخورهجالبه تا حالا توی یه شرایط به این باحالی در دنیای واقعی قرار نگرفته بودم. یه حس برتری خوبی بهم میده! به خصوص که واقعا سعی میکنه بهم برسه. خیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

یه حسی بهم میگه سیستم درحالی فروپاشیه. و رفتن به سمتی قبل از اون چند شب معروف که همه توی سازمان بیدار بودند تا صبح! + دیشب خواب میدیدم تهران بودم خونه رو پیدا نمیکردم. به عبارتی گم شده بودم :(+ توی رتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 21:56

صفحه بندی