
https://diranlou.blog/humiliation-blame/https://www.psychologytoday.com/us/blog/rediscovering-love/201210/when-your-partner-gives-more-you-can-retuhttps://www.google.com/amp/s/amp.mindbodygreen.com/articles/is-it-possible-to-be-scared-of-love-heres-what-to-do--9622 بخوانید...
ادامه مطلب
I have had enough.If we stay in the same house for the next few days someone will get very deeply hurt. I think I should maybe go to work tomorrow and the day after tomorrow. It's unbarable. I'm angry. And I am hurt. And I see myself in a real fight.I told them if you keep pushing me, I won't even marry.I think mom just wants me gone. Just anywhere but not to be a burdon on her shoulders. I am angry because she thinks she has spoiled me! I tried be passive. I took the first exam. It didn't stop. It never stops. IT NEVER STOPS.It has to stop. I'm done with it. I'm done with living based on other people's expectations and experiences. I have a right here.I AM ANGRY. CONTROL IS SOPHOCATING...
ادامه مطلب
https://diranlou.blog/humiliation-blame/https://www.psychologytoday.com/us/blog/rediscovering-love/201210/when-your-partner-gives-more-you-can-retuhttps://www.google.com/amp/s/amp.mindbodygreen.com/articles/is-it-possible-to-be-scared-of-love-heres-what-to-do--9622 بخوانید...
ادامه مطلب
چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 10:28 توسط مهندس | دین پیتزاخور بیشتر برام جالب تره تا کاری که میکنم! اسکالی همش گ...
ادامه مطلب
خیلی خسته ام امشب. احتمالا کم خوابی دیشب تاثیرش رو داره میگذاره. با اینکه امروز خیلی بهتر از همیشه سر کار تمرکز داشتم! انگار کم خوابی مغزم رو گذاشته بود روی دور تند. صدای مهمون انجمن میاد در پس زمینه سیستم ولی من گوش نمیدم. به خصوص کسی که باهاش حرف میزنه خیلی بد انگلیسی حرف میزنه. میخواستم امشب کمی درمورد ماکروها بیشتر بخونم ولی گمونم نتونم. دلم میخواد همین الان بخوابم. انرژی نمونده برام. یه مقاله کوتاه درمورد مشکلی که گودل با ریاضی پیدا کرد و ربطش به...
ادامه مطلب
باز رئیس یه کار یکسان به من و شایسته داد که شایسته حرص بخورهجالبه تا حالا توی یه شرایط به این باحالی در دنیای واقعی قرار نگرفته بودم. یه حس برتری خوبی بهم میده! به خصوص که واقعا سعی میکنه بهم برسه. خی...
ادامه مطلب
دلم میخواد مستقل شم. دلم میخواد حتی اگه خونه ام 10 متر هم هست باشه ولی برای خودم باشه. زیر بار هیچ کس نباشم. اگه هر شب نون خالی بخورم هم بخورم، ولی خرجم دست هیچ بنی بشری نباشه. خدایا هیچی ازت نمیخوام،...
ادامه مطلب
بشدت احساس خالی بودن میکنم. حس می کنم این پیش زمینه یه حس دیگه است. پروژه رو نشون الیس دادم. همش گفت خیلی خوبه. اصلا همین که من ES رو تونسته بودم استفاده کنم براش مهم بود. البته که همه سرویس ها روی دا...
ادامه مطلب
ماگم رو گذاشتم ولی برگه یادداشت هام رو آوردم. در جواب بهرامی که پرسید فردا میای به جای بله گفتم انشاا...! ماگ نشونه بخش احساساتی منه که دلش میخواد هنوز امیدی باشه. برگه ها رو بخش منطقی من آورد، با فکر...
ادامه مطلب
من نشستم حرف های Liscov رو گوش دادم. البته حدود 20 دقیقه اش رو. داشت میگفت موقعی که می رفته high school و college تقریبا تنها دختر کلاس ها بوده. الان 80 سالشه و جایزه تورینگ رو هم گرفته. میگفت با اینک...
ادامه مطلب
خب من امشب برای سومین بار پیشنهاد پیتزاخور رو رد کردم. آقا لنگه نیرو هست بدجور. هر دو دقیقه یه بار هم میگه پول خوبی هم بهت میدم. امشب بهش میگم برای پولش نیست. میگه آهان پس بچه مایه داری :-) میگه پس م...
ادامه مطلب
خیلی خسته ام. کاش می تونستم فقط نیم ساعت در آرامش بخوابم. فکر کنم بهتره حداقل سعی کنم. امروز روز سختی بود. من با این بهرامی هنوز زبان مشترک پیدا نکردم. یه سرویس نوشتم که با یه سرویس دیگه کار می کرد sms می داد. سخت نبود ولی نمی فهمیدم چی میگه. نیاز دارم بشینم سر کار خودم الان ولی نمی تونم. فردا باید برم دانشگاه. خدایا. کاش کلاس فردا کنسل می شد. فقط فردا!...
ادامه مطلب
اینقدر خسته ام که دلم می خواست الان خونه توی رخت خواب باشم ولی به جاش توی راه اموزشگاهم. امروز همش درحال دویدن بودم. از صبح که برسم به کلاسی که دریغ از یک ثانیه اش که ارزشمند بوده باشه، تا اون موقع که...
ادامه مطلب
خیلی جالبه. تو با یکی حرف میزنی که بهت انگیزه میده کار کنی. با یکی هم حرف میزنی میگه بابت فلان کار همش .... بهت دادند؟! نمی صرفه که. داره بهت ظلم میشه! نکن، ولش کن و فلان.من به اون انگیزه بهتر نیاز دا...
ادامه مطلب
بیرون صدای بارون میاد. امشب هم زیر بارون ملایمی که میومد قدم زدم. خیلی کیف کردم. برای کلاس به رایتینگ معرکه نوشتم. شدم همون فاطمه چهارسال پیش. آقای CopperSmithCity حال کرد. حال کردها! خودمم لذت بردم. ...
ادامه مطلب
پیتزاخور زنگ زد اوکی داد گفت ساعتی 120. عصر هم زنگ زد گفت بیا میکروفون بگیر ازم. الان توی راهم. نمیدونم چرا گفتم امروز میام. بیشتر دلم میخواست بزنم بیرون. روز آشفته ای داشتم. الستیک رو روی پروژه اصلی ...
ادامه مطلب
دلم میخواد انگلیسی بنویسم ولی بخونید، اما این دوتا با هم جمع نمیشه.آخرین قسمت sanditon این هفته بود و من کله سحر دیدمش! کلا هشت قسمت بود و با لهجه British سختی حرف میزدند همه. تهش هم طبق داستان های هم...
ادامه مطلب
It's fuy. Right now I'm in a situation in my life where I think a lot about the meaning of everything, and the whys and the aristocratic sorts of questions, and this guy, Mr.CopperSmithCity is diggi...
ادامه مطلب
یک ساعتیه بیدار شدم و ترجیح می دادم باز هم بخوابم. بعضی روزا اینطوری میشم. نه دلم میخواد با کسی حرف بزنم نه کسی جلوی چشمم باشه. کاش میشد روابط حضوری رو هم مثل ایمیل باهاشون برخورد کرد. هروقت دلت خواست...
ادامه مطلب
نه، این تفاوت اساسی من و پیتزاخور داره تحملش سخت میشه. امروز زنگ زده میگه تازه 2 روز از تایمی که قرارمون بود گذشته! کو ویدئوها؟! چه فایده داشت که می گفتم که تو 10 روزه خواستی و من تازه عصر یکشنبه هفته...
ادامه مطلب