98
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:43
امروز روز مزخرفی بود. در این لحظه خیلی خیلی دلم گرفته. دلم میخواد میتونستم بشینم یه دل سیر گریه کنم. حوصله هیچ کاری رو ندارم. تمام روز خواب بودم یا دور خودم می چرخیدم. بدجور دارم راه میدم به این همه ا
Be a girl, that's all you need to be
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:43
جناب خان عقل کل کلیدهای منو با خودش برده. امروز تا 7 بیرون ول میچرخیدم. الان بدجور سردمه. کلی لباس پوشیدم و یه جور پادرد وحشتناک گرفتم. امروز رفتیم توی سایت و بالاخره voip رو عملی انجام دادیم. باحال
99 - امیدوارم هم کلاسی هام نخونند
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:43
یک چنین روزی شروع شده که: -(بچه ها) ما بلد نیستیم بذاریم روی گیت کد رو .-(من) [مجید جان دلبندم] برو فیلم های آموزش گیت که قبل از عید به همه دادیم رو ببین، سوالی بود بپرس. تا آخر شب کدها روی گیت باشه.-
100
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:43
مشکلات آدم از جایی شروع میشه که زیادی احساس مسئولیت می کنه.مثلا، من به جای اینکه از وقت خودم استفاده بهتری بکنم جون میکنم به بهترین شیوه بک این آنلاین شاپ رو بزنم. (البته این قابل تغییر نیست، چون من ب
101
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:43
جالبه، ما توی آدم های اطرافمون دست روی ویژگی هایی میگذاریم که احتمالا درونمون هست و احتمالا بشدت سرکوبش کردیم. مثلا من توی بی تفاوت یه آدم مغرور میبینم! یا، از خود متشکر، یا، بی تفاوت!و تکذیب نمیکنم ک
102
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:43
یه جایی توی راهرو مترو شهید بهشتی، دچار یک جور غصه عمیق شدم! داشتن فکر میکردم و از نمایشگاه برگشته بودم. چقدر کتاب دلم می خواست ولی نتونستم بخرم چون مجبورم پول هامو بذارم کنار واسه دوره ای که تابستون
دلم میخواد نامه کارآموزی ام رو پاره کنم!
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 21:50
اومدم تحلیل شفاهی ام رو برای آقای ع بگم در مورد پلتفرم عزیزم ببخشید، برای پیدا کردن کانترکت آدرس رفتم سایتم رو باز کردم و براش توضیح دادم. متوجه شدم اصلا فالو نمیکرد، فکر میکردم واضح هست! تازه پست رو
71
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 21:50
بهم میگه وایستا با هم بریم، بعد که صبر میکنم انگار نه انگار خودش رو میزنه به کوچه علی چپ! بچه پروو!امروز دیگه کمکش نکردم. از صبح دپ بودم سر قضیه کاری که بهم دادند. گیر کرده بود هیچ محلش نگذاشتم. طبق م
امروز بالاخره یک اتفاق خوشحال کننده افتاد!
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
کارآموزی جور شد! امروز کله سحر رفتم دانشگاه، زنگ زدم به آقای ع گفتم بگو تکلیف منو مشخص کنند امروز آخرین روز حذف و اضافه است و اگر قبول نمیکنند من کارآموزی برندارم.البته که اینجوری نگفتم، کلی هندونه خر
66
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
بالاخره هاست رو با 40 درصد تخفیف گرفتم 106 هزار تومان. عالی شد!
67
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
این پیتزاخور هم الکی جو میده ها. باور کن هیچی درس نمیده فقط ما رو می ترسونه. امروز یک جلسه و نصفی نشستم ویس گوش دادم و دیگه واقعا حالم از ویژوال استدیو و صدای پیتزاخور بهم میخوره! توی گروه واتس اپ مون
68
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
This new guy I have software engineering lab with, is cool. He reminds me of dearest Mr.Shokri. Today started with his BI class and it was boring. After that we had soft lab with him and I killed myse
69
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
I am watching "Fatemeh's Woking life comedy". Seriously, can it get any more hilarious?!P.S. And comedy tu ed into real tragedy...
70
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
دیروز واقعا روز مزخرفی بود. از صبح که توی شلوغی وحشتناک مترو گیر کردم، تا تاکسی پیدا کردم که قصه ای شد، تا صحبت کردن با آقای صاد، تا دادن تمام کدهام به آقای ع. و در نهایت تسک R&D که برای من در نظر گرف
یکی از بدترین روزهای این چند وقت
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
نامه رو دوباره با تاریخ اشتباه زدم. لعنت به این سیستم شون که حتی یه ویرایش ساده نمیشه کرد.بالاخره امروز تونستم تا 8 بخوابم و بعدش هم که بیدار شدم اصلا حوصله هیچ کاری رو ندارم. کارهای کلاس امروز مونده.
تحلیلگر باش، برنامه نویسی رو که همه بلدند!
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
یک عالم حرف دارم و یک عالم هیجان.اول از آخرین خبر شروع کنم. عزیزم ببخشید بالاخره پلترفرم رای گیری مبتنی بر بلاکچینش رو لانچ کرد!و من یک ربع توی سایتش چرخ زدم تا کلید خصوصی و کدهاش و کل تراکنش هاش دستم
هفته دوم و این همه کار؟!
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 16:12
عجب هفته شلوغ ترسناکی در پیش دارم. بذار توضیح بدم.فردا که از صبح تا 4 دانشگاهم و یه ارائه هفت هشت دقیقه ای سر آز مهندسی درمورد اسکرام دارم که بشدت با کمبود دیتای به کار بخور مواجهم. کپچر شبکه تقریبا ت
هرچی به سرمون میاد لیاقتش رو داریم
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 15:38
اوضاع معده ام از دیروز تا حالا بدجور ریخته بهم. داغونه. برنامه درس های ارائه شده ترم جدید رو زدند. دو تا از درس هایی که برنامه داشتم بردارم با هم تداخل داره و یه 3 واحدی با یه استاد مزخرف ارائه شده که
57
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 15:38
دلم از بی معرفتی آدم ها گرفته... لفت دادم از همه گروه های مربوط به شرکت لعنتی شون. به آقای ع گفتم. حس کردم بدش نمیاد بگه "دیدی گفتم؟! حالت جا اومد؟!" بیزارم ازش. اگه اینقدر با من حرف نزده بود سر این
58
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 15:38
And it keeps coming back....Sometimes I try to push it away, and then, right when I think I'm done with it, it comes back.And I let it. Why am I not stopping it?